|
سلام دوست جون گلم ببخشید که من از تو کمتر تو این وبلاگ مطلب میذارم ولی وقتی میام پست مهم میذارم خواهری وای انقدر دلم برای روزای مدرسمون تنگ شده خدایش قدرشو ندونستم اون روزایی که با تو بودم الام حسرت میخورم خیلی ازت معذرت میخوام حالا بیا بوست کنم خیلی دلم برات تنگ شده دوست جونم اخیش چسبید بهم حالا از موضوع مهم که اومدم دور نشیم خودت میدونی که من دیگه دوست ندارم زیاد بیام تو تینترنت برای همین الان تا وقت داشتم امتحانام شروع نشده بود اومد این خبره مهم و بدم ببخشید زوده هنوز دوست جونم ۱۷ خرداد تولدشه هورا تولدت مبارک از طرف یک خواهر گفتم اگه هنوز مثل قبل دوستم داری من که خیلی دوست دارم
روز تولدت شد و نيستم اما كنار تو كاشكي مي شد كه جونمو هديه بدم براي تو
درسته ما نميتونيم اين روز و پيش هم باشيم بيا بهش تو رويامون رنگ حقيقت بپاشيم ميخوام برات تو روياهام جشن تولد بگيرم از لحظه لحظه هاي جشن تو خيالم عكس بگيرم من باشم و تو باشي و فرشته هاي آسمون چراغوني جشنمون، ستاره هاي كهكشون به جاي شمع ميخوام برات غمهات و آتيش بزنم هر چي غم و غصه داري يك شبه آتيش بزنم تو غمهات و فوت بكني منم ستاره زم شادي و بوسه ، گلاي سرخ و ميخک ميگن کهنه نمي شه تولدت مبارک تو اين روز طلايي تو اومدي به دنيا و جود پاکت اومد تو جمع خلوت ما تو تقو ما نوشتيم تو اين ماه و تو اين روز از اسمون فرستاد خدا يه ماه زيبا يه کيک خيلي خوش طعم ،با چند تا شمع روشن يکي به نيت تو يکي از طرف من الهي که هزارسال همين جشنو بگيريم به خاطر و جودت به افتخار بودن تو اين روز پر از عشق تو با خنده شکفتي با يه گريه ي ساده به دنيا بله گفتي ببين تو اسمونا پر از نور و پرندس تو قلبا پر عشقه رو لبا پر خندس تا تو هستي و چشمات بهونه است واسه خوندن همين شعر و ترانه ilove you baran
ممنونم که هستی عشق من... ممنونم که تلاش می کنی کمتر از گذشته بهونه گیری کنی ..... اما من دوباره دیوونه شدم...... دوباره هیچی خوشحالم نمی کنه.... دوباره اشک تو چشام بی خود و بی جهت مهمون میشن...... تو خوبی تو ماهی...... منم که کور شدم دوباره کر شدم... منم که انگار خدا رو گم کردم...... منم که دیوونه شدم..... خوشحالم که برادرت خواسته که با هم بریم بیرون.... اما من خودمم نمی دونم چمه..... خل شدم انگاری....... انگار دیگه تو وجودم حست نمی کنم...... انگاری که قلبم دیگه نمی زنه..... انگار شدم مرده متحرک.... نمی دونم چه مر گمه..... من که دارمت.... چشام داره می ترکه بس که زل زدم به مانیتور....... این بغض لعنتی...... این بغض نا خونده لعنتی...... داره خفم می کنه..... من که عاشقتم...... پس چرا بی تفاوت شدم نسبت بهت....... دارم تمام سعیم رو می کنم که تو نفهمی ..... نفهمی که دوباره خل شدم......
می نویسم ازتو ازتو ای شادترین ای تازه ترین نغمه عشق تو که سرسبزترین منظره ای تو که سرشارترین عاطفه را نزد تو پیدا کردم و تو که سنگ صبورم هستی درتمام لحظات غم و اندوه و پریشانی من به تو می اندیشم به تو میبالم و از تو می گیرم هرچه انگیزه درونم دارم من شباهنگام آن دم که تو را نزد خودم می بینم بهترین آرامش بهترین خواهش و احساس نیاز در دلم می جوشد... روزها می گذرد تقدیم به شیرین وفرهاد
میان بودن ونبودن میان هستن ونیستن ناتوانی خویش را نظاره می کنم پشت دیوار خود خواهی خویش بذری است که اگر به آن آب دهم خواهد رویید و من رستن خویش را به انتظار نشسته ام یک نفر به من گفت:رفتن رسیدن است میدانم از مرز خواب خواهم گذشت وبه روشنایی و افتاب سلامی دوباره خواهم داد تو میان بودن و نبودن میان هستن ونیستن فاصله ای ایست که تنها حضور تو آن را پر خواهد کرد پایان آن روز که اغاز راه بود رسیدن چه نزدیک می نمود وحال من در میانه راه به پایان رسیده ام |
About![]()
به وبلاگ عاشقانه خوش آمدیید دوست عزیز امید وارم این وبلاگ مورد رضایت شما قرار گرفته باشد و امیدوارم با نظرات خود من را در هرچه بهتر ساختن وبلاگ یاری نمایین Archives4/21/2011 - 5/21/20115/22/2010 - 6/21/2010 4/21/2010 - 5/21/2010 2/20/2010 - 3/20/2010 12/22/2009 - 1/20/2010 11/22/2009 - 12/21/2009 10/23/2009 - 11/21/2009 9/23/2009 - 10/22/2009 7/23/2009 - 8/22/2009 6/22/2009 - 7/22/2009 5/22/2009 - 6/21/2009 2/19/2009 - 3/20/2009 1/20/2009 - 2/18/2009 Links
دوست گلم باران جون |